X
تبلیغات
رایتل
سبک مهران مدیری
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1384
مربوط به قسمت « خدا حافظ سینما » در نقطه چین

این مطلب البته مربوط به خیلی وقت پیش هست ولی به نظر من که جالب بود.شما هم بخونید شاید خوشتون اومد.
------------------------------------------------
هفته نامه " سینما " _ 16 اردیبهشت 83 

" سعید مستغاثی "

به بهانه سوء  تفاهمات برنامه « نقطه چین »

از خودمان شروع کنیم

 

 

دو سال قبل، وودی آلن فیلمساز معروف، فیلمی را بر پرده سینماها آورد به نام " پایان هالیوودی" که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی، تجدید نظر اساسی این سینماگر خوش ذوق در برخی از دیدگاههایش نسبت به سینمای حاکم آمریکا بود.

فیلم ماجرای فیلمساز اسکار گرفته بیکاری است که در آستانه اجرای پیشنهادی جدید برای ساختن فیلم موقتا بینایی اش را از دست می دهد ولی به توصیهء مشاورش آن را از تهیه کنندگان فیلم پنهان می سازد. وودی نابینا با لطایف الحیل و دادن رشوه به فیلمبردار جدید ( که چینی هم هست ) و کمکهای مشاورش ، شروع به ساختن فیلم جدید می نماید و در این شرایط لحظات بسیار کمیکی پدید می آید که هر یک کنایه و مضحکه ای در مورد سینمای روز دنیا، سیستمهای حاکم فیلم سازی و حتی منتقدین وسینمایی نویسها می باشد. فی المثل در صحنه ای که وی به دلیل کوری، دوربین را رو به دیوار کاشته و بازیگران را پشت آن قرار داده، منتقدی سر صحنه از درایت و هوشمندی وی تعریف می کند! یا هیچ یک از مسوولین استودیو سر صحنه متوجه نابینایی وودی نمی شود تا این که بالاخره فیلم را می بینند و افتضاح بوجود آمده را متوجه می شوند. اگرچه آنها یعنی استودیوی آمریکایی حاضر به اکران فیلم کارگردان کور شده نمی شود ولی  همان فیلم در جشنواره وکشورهای اروپایی مورد استقبال منتقدین قرار گرفته و به عنوان اثری نوپرداز قلمداد می گردد !  وودی هم که اینک دوباره بینایی اش را بازیافته به اروپا اسباب کشی می کند و تصمیم می گیرد در همانجا فیلم بسازد چرا که قدرش را بهتر می شناسند حتی اگر کور باشد!!!

وودی آلن در همان سال روی صحنه اسکار هم یکی از بهترین جوایز انسان دوستانه این مراسم یعنی جایزه جین هرشولت ( که به خیرترین و نیکوکارترین هنرمند اعطا می گردد ) را به استهزا کشید و یکی از حدسیات خویش نسبت به دعوتش برای مراسم اسکار را این گونه بیان نمود: « گفتم شاید به خاطر اعطای جایزه جین هرشولت باشد، چون چندی پیش در خیابان یک سنت به یک گدا کمک کردم ! »

اما وودی آلن همچنان مورد علاقه و احترام اغلب سینمادوستان  جهان چه از نوع نیویورکی و لس آنجلسی یا اروپایی و جشنواره ای و یا غیر از آن می باشد، چرا که حیطهء طنز و مطایبه از قضا در عرصه های جدی بسیار جذابتر است و شاید یکی از دلایل ماندگاری آثار امثال وودی آلن و چارلی چاپلین نیز همین باشد.

این که با هر طنزی گروه و قشر و طبقه ای برآشوبد و جبهه بگیرد که دیگر باید باب چنین عرصهء جذابی را تخته کرد و فاتحه اش را خواند. خصوصا از سوی اهل سینما که خود بیش از سایرین با هنر و کمدی و مضحکه آشنا و دمخور می باشند. مگر در همین سینمای ایران غالب فیلمهای که قهقهه ها را در سالنها برمی انگیزد مشتمل بر شوخی و مطایبه با قشر و یا افرادی در همین جامعه نیستند؟ نگاه کنید به " نان و عشق و موتور هزار " ، " لیلی با من است " ، " کما " و یا همین فیلم " مارمولک ".

چرا وقتی ما هدف شوخی و طنز قرار می گیریم حتما بایستی سفارش و دستوری در کار باشد ؟ آیا این تصور که کوچکترین شوخی با بخشی از سینمای ایران به مفهوم زیر علامت سوال بردن آن می باشد تا حدود زیادی عوامانه و ساده اندیشانه نیست ؟ وقتی اهالی سینما که عضو حیطهء فکر و اندیشه و هنر می باشند،این گونه بیندیشند از دیگران چه انتظاری می رود ؟

توهم  توطئه آن هم نسبت به فردی که سالها باعث انبساط خاطر لحظاتی از زندگی من و شما و دوستان سینماگر شده، در کنار همین سینماگران قرار داشته ومورد تایید آنان بوده و همواره هم در مراسم مختلف از دست دوستان فیلمسازش جایزه گرفته، کمی بی انصافی نیست؟

قصد دفاع از مهران مدیری و گروهش را ندارم فقط این که برای باز ماندن فضای طنز و انتقاد بایستی ابتدا خودمان را در معرض قرار دهیم. در این روزهایی که خبر اندوهبار درگذشت کیومرث صابری ( گل آقا ) بانی طنز نوین در سالهای پس از انقلاب ، هر علاقه مند و دلبستهء لطایف ادبی را حزین و اندوهگین می کند عنایتی به سیره و سلوک طنازی آن مرحوم، لزوم بنیادین طنز مردمی را در « از خود آغازیدن » یادآور می گردد.

 
 --> با تشکر از آزاده عزیز برای ارسال این مطلب
    


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 195259


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها